کلبه من
بگویید آرام تر سکوت کند... صدای بی تفاوتی هایش آزارم می دهد
سفری باید رفت سفری بی همراه گم شده تا ته تنهایی محض یار تنهایی من با من گفت: هر کجا لرزیدی از سفر ترسیدی تو بگو، از ته دل من خدا را دارم... پ.ن.۱: بابت تاخیرم از همتون معذرت میخوام. حال روحی مناسبی نداشتم و ندارم... واسم دعا کنید... زندگی، خاطر دریایی یک قطره در آرامش رود زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه در باور بذر زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ زندگی، ترجمه روشن خاک است در آیینه عشق زندگی، فهم نفهمیدن است زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست فرصت بازی این پنجره را دریابیم در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم پرده از ساحت دل برگیریم رو به پنجره، با شوق، سلامی بکنیم زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند چای مادر، که مرا گرم نمود نان خواهر، که به ماهی ها داد زندگی، شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم زندگی، زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست من دلم می خواهد قدر این خاطره را دریابیم... پ.ن.۱: بعد از مدت طولانی سلام پ.ن.۲: از دوستانی که تو این مدت بهم سر زدن سپاسگزارم امسال هم بايد دوباره منتظر باشم ببينم واسه كی مهم هستم تا بهم تولدمو تبريك بگه تولد... واژه ای كه تمام معناهای زيبا رو تو خودش جا كرده مثل عشق، اميد، محبت، زندگی، آرامش، و... اميدوارم اين كلمات در تولد من، در خود من باشه. اميدوارم... پ.ن.۱: در ستاره باران ميلادت ميان احساس من تا حضور تو حبابی است از جنس هيچ از دستان من تا لمس نگاه تو آسمانی است به بلندای عشق جشن ميلادت را به پرواز ميروم در اين خانگی ترين آسمان بی انتها آسمانی كه نه برای من نه برای تو كه تنها برای "ما" آبيست پ.ن.۱: بابت اين دير كردم از همتون معذرت ميخوام پ.ن.۳: چون تولد من همزمان شده با فرجه ها، اين پست رو زودتر گذاشتم پ.ن.۴: منتظرتون هستم دوستای گل و مهربونم پ.ن.۵: خدايا چرا آخه چرا... اما بازم شكرت. دوستت دارم خدای مهربونم... قاصدك ! هان، چه خبر آوردی؟ مهدی اخوان ثالث(م. اميد) پ.ن.۱: مرسی از دوستانی كه بهم سر ميزنن. بهتون قول ميدم در اسرع وقت به تك تك تون سر بزنم... پ.ن۲: آسمون تهران خيلی زيبا و صاف شده. امشب كه داشتم می اومدم خونه ماه به زيبايی تمام خودنمايی می كرد... پ.ن۳: خدا جون واسه اين كه به خير گذشت خيلیییییییییییییییییییییی خيلییییییییییییی ممنون... پ.ن.۱: از تمام دوستانی که منو تو این مدت فراموش نکردن، ممنونم. به شما میگن دوست... پ.ن.۲: این ترم برام خیلی سنگین شده. اگه نتونستم تند تند بیام آپ کنم، شرمنده... پ.ن.۳: برام دعا کنید تا یکشنبه اعتماد به نفسم بره بالا پ.ن.۴: خدا جون عاشقانه دوستت دارم... زود زود برمیگردم... منتظرم باشید اگر می بینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس و دستانم سرد است و اگر می بینی همه ی لحظه های دور از تو بودن، این همه سخت و پر غصه است بدان که این دست خودم نیست! دست خودم نیست که همه ی لحظه ها تو را در چشمانم می بینم و به یاد تو می باشم... دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم، دستانت را بگیرم، بر لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش بگیرم! به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان می بینم و به یاد تو می افتم! دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت می نشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی! به خدا دست خودم نیست که عاشقانه دوستت دارم... پ.ن.۱: آخییییییش پ.ن.۲: اصلا حال روحی مناسبی ندارم. هر کاری می کنم تا بهتر بشه اما بهتر که نه بدتر میشه. فکر کردم با شروع ترم جدید خودمو یه کم با درسا سرگرم کنم شاید روحیه ام عوض شد، بنابراین یه چند روزی پست جدید نمی ذارم یعنی یه چند وقتی نمی خوام بیام تو محیط اینترنت. اما... مطمئن باشید که بر می گردم و نظراتونو می خونم، پس منو تنها نذارید با نظرای زیباتون پ.ن.۳: تو این چند روز گذشته آسمون تهران به نظرم خیلی زیبا میاد. پ.ن.۴: مامان منم تو این چند روزی که به شروع دانشگاه نمونده، خوب ازم کار میکشه پ.ن.۵: خدایا همه به من میگن براشون دعا کنم، منم میگم چشم اما کسی هست که منو دعا کنه تا مشکلم حل بشه؟ خدایا همه حرفاشونو می کوبن تو سر من اما چرا کسی برای یک بار هم به حرف من گوش نمیده؟ چرا؟؟ خدایا... نمیدونم... دوست داشتم الان یکی در کنارم بود تا سرمو بذارم رو شونه اش، زار زار گریه کنم، براش دردودل کنم، از روزایی که گذشته براش بگم و... اما... آخه یکی به من بگه الان کی بیداره تازه نه نیست کسی نیست یعنی پیداش نمیشه، پیداش نمیشه که به چرت و پرت های منو گوش بده دوست دارم بنویسم اما در چه مورد دوست دارم سبک بشم اما چی بگم تا... تنها چیزی که آرومم میکنه ایناست: خدا، گوش دادن به آهنگ های مازیار فلاحی، دفتری که یه موقع از خاطرت زندگیمو توش می نوسم. همین دفترمو ورق میزدم که به این نوشته برخوردم نوشته ای که وقتی با صدای پرویز پرستویی به گوشم میرسه، اشکام سرازیر میشه. نیستش نمی دونم کجاست چه می کنه ولی میدونم که ندارمش هیچ وقت نخواستم تو رو با چشمات به یاد بیارم نمی خواستم که تو رو تو گم ترین آرزوهام ببینم نمی خواستم که به بتن دیوارها بگم هنوز هم دوستت دارم آخه تو هول و ولای پریشانی تو رو نداشتم تو گیرودار ای بابا دل تو هیچ، حال اون خوش،... ای بی مروت دیگه دلی می مونه که جون دل کبوتر بتپه که با شما از جون زندگی اش بگه... بگه که هنوز زنده است هنوز زنده است هنوز زنده است . . . اگه صدا صدای منه نفس اگه نفس توست بذار که اون خوش غیرتاش بدونن که ... دیگه دل من، دیگه دل نیست دیگه دل نمیشه نه دیگه این واسه ی ما دل نمیشه . . . پ.ن.۱: چرا حالم این طور شد... اصلا باورم نمیشه پ.ن.۲: یک دقیقه به این جمله فکر کن دستانی که کمک می کنند خیلی مقدس تر از دستانی که کمک می گیرند پ.ن.۲: خداجون ممنون بابت این که دعاهامو می شنوی و برآورده میکنی. پس این یکی رو هم بشنو... ۲. بزرگترین تفریح کار است ۳. بزرگترین بلا نومیدی است ۴. بزرگترین شجاعت صبر است ۵. بزرگترین استاد تجربه است ۶. بزرگترین اسرار مرگ است ۷. بزرگترین افتخار ایمان است ۸. بزرگترین سود فرزند نیک است ۹. بزرگترین هدیه گذشت است ۱۰. بزرگترین سرمایه اعنماد به نفس است ۱۱. آنچه بر قضا و قدر فائق آید صبر است ۱۲. آنچه که آدمی را صیقل می دهد کار است ۱۳. آنچه که کهنه اش بهتر است دوست است ۱۴. آنچه که از علم بهتر است تجربه است ۱۵. آنچه که برای مرد ننگ است غصه است ۱۶. آنچه که پیش از مرگ آدمی را می کشد نومیدی است ۱۷. آنچه که هر قدر دراز باشد، کوتاه است عمر است ۱۸. آنچه که کمش زیاد است دشمن است ۱۹. آنچه که زیادش هم کم است ایمان و جوانمردی است پ.ن.۱: برای یه بنده خدایی دعا کنید تا حالش خوب شه. پ.ن.۲: خدایا بابت چیزایی که بهم دادی و ندادی، شکر.


از كجا وز كه خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما، اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نيست مرا
نه ز ياری نه ز ديار و دياری باری
برو آنجا كه بود چشمی و گوشی با كس
برو آنجا كه تو را منتظرند
قاصدك
در دل من همه كورند و كرند
دست بردار ازين در وطن خويش غريب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گويد
كه دروغی تو، دروغ
كه فريبی تو، فريب
قاصدك
هان،
ولی... آخر... ای وای
راستی آيا رفتی با باد؟
با توام، آی! كجا رفتی؟ آی
راستی آيا جايی خبری هست هنوز؟
مانده خاكستر گرمی، جايی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم، خردك شرری هست هنوز؟
قاصدك
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گريند
تا تو برایم شعرهایت را می خواندی
و به این شعف می ورزیدم که کسی مثل تو را دارم
کسی که برایم شعر می گوید
و برایم اشک می ریزد
کسی که تمامی لحظاتش از حضور من پر شده است
و برای یک لحظه
حتی برای آنی
من را فراموش نمی کند
کاش من جای تو بودم
کاش یکی مثل خودم برای خودم داشتم
کاش برای خود
خودم بودم

این شاخه گل واسه اونایی که منو تو این مدت تنها نذاشتن. دم همشون گرم.

خدا رو شکر بالاخره با هزارتا مصیبت ثبت نام کردم. نمی دونید با چه وضعی، آن لاین نمی شدم، سایت دانشگاه دچار مشکل شده بود، ولی... تموم شد.![]()
اما اکشال نداره تو این چند سال اون برای من هر کاری انجام میداد ولی از این به بعد من میخوام واسه مامانم هر کاری انجام بدم تا زمانی که هستم...


| Design By : shotSkin.com |


